X
تبلیغات
عارفانه عاشقانه - دوبیتی 2

عارفانه عاشقانه

برای خدا برای عشق برای گل و بلبل

دوبیتی 2

سلام

من گفتم پنجشنبه میام ولی نگفتم چه ساعتی

گفتم ؟

این یکی از همون قول های زیرکانه است

حالا چند تا دوبیتی می ذارم

 

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم

آن توبه ی صد ساله به یک توبه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب

ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

 

 

می خواست که در عبارت آرد

وصف رخ او به استعارت

نور رخ او زبانه ای زد

هم عقل بسوخت هم عبارت

 

به امید نگاهت ایستادن

به روی شانه هایت سر نهادن

مرا خوشتر از این آرزویی نیست

دهان کوچکت را بوسه دادن

 

چرا این کوچه ها نامهربانند

چرا دیوارها مرز گمانند

به سان سایه های پر ز خالی

نمی دانی که این مردم کیانند

 

دلا عمری است کز دنیا بریدم

از این وابسته بودن ها رهیدم

تمام عمر را با یک اشاره

دویدیم و دویدیم و دویدیم

 

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقتست که باز آیی

دایم گل این بستان شاداب نمی ماند

دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

 

من دیگه باید برم

خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوابم می یاد

تا چند روز دیگه خداحافظ

فاطیما

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/17ساعت 10:32 PM  توسط فاطیما  |